معانی کلمه : مضاف
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (ادبی ) در دستور زبان، اسمی که به اسم دیگر اضافه شود یا نسبت داده شود.
۲. (اسم، صفت ) اضافه شده، زیادشده.
۳. (صفت ) [قدیمی] نسبت داده شده.
۲. (اسم، صفت ) اضافه شده، زیادشده.
۳. (صفت ) [قدیمی] نسبت داده شده.
فرهنگ معین
(مُ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - اضافه شده ، زیاد گشته . ۲ - نسبت داده شده . ۳ - اسمی است که مقصود اصلی گوینده است . ، ~الیه اسم یا ضمیری است که به اسم دیگر می پیوندد تا معنی آن را کامل کند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
۱. افزوده، اضافه، پیوست، زیادشده
۲. نسبتداده شده
added (صفت)
مضاف
