کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مصور-کردن | کلماتور
معنی کلمه : مصور کردن
تلفظ بین المللی :
/mosˈavvar kˈardan/
تلفظ :
[mos'avvaR k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
محصور کردن
مرور کردن
با خاک ریز محصور کردن
اجمالا مرور کردن
در جعبه محصور کردن
در حصار محصور کردن
در غلاف محصور کردن
در میان نرده محصور کردن
مرور زمان را ثبت کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
illustrate
(فعل)
اراستن، نشان دادن، توضیح دادن، شرح دادن، با مثال روشن ساختن، مصور کردن، مزین شدن
limn
(فعل)
رنگ امیزی کردن، تذهیب کردن، مصور کردن، اب رنگ زدن
کلمات مرتبط
محصور کردن
مرور کردن
با خاک ریز محصور کردن
اجمالا مرور کردن
در جعبه محصور کردن
در حصار محصور کردن
در غلاف محصور کردن
در میان نرده محصور کردن
مرور زمان را ثبت کردن
نظرات