معانی کلمه : مصری
لغت نامه دهخدا
مصری . [ م ِ ] (اِخ ) ابوالحسن علی بن محمدبن احمد. اصل او از «سرمن رأی » است و از آنجا به مصر رفته و سپس به بغداد بازگشته است . تولدش به سال 257 هَ . ق . زاهدی وَرِع و فقیهی عارف به حدیث بوده و کتب بسیاری در زهد و فقه نوشته است . (فهرست ابن الندیم ).
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
egyptian (اسم)
مصری
hamite (اسم)
مصری، زاده حام، زنگی سیاه افریقایی
egyptian (صفت)
مصری
