کسی که در امری اصرار و پافشاری کند؛ اصرارکننده.
۱. مرز و سرحد بین دو زمین.
۲. ناحیه.
۳. شهر.
(مُ صِ رّ) [ ع . ] (اِفا.) اصرار کننده .
(مِ) [ ع . ] (اِ.) 1 - واقع شونده میان دو چیز، حد میان دو چیز. 2 - شهر. ج . امصار.
پافشاریکننده، پررو، سمج، اصرارکننده