معانی کلمه : مصدر
لغت نامه دهخدا
مصدر. [ م َ دَ ] (ع مص ) بازگشتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || (اِمص ) بازگشت و انصراف . (از ناظم الاطباء).
مصدر. [ م ُ دِ ] (ع اِ) نام جمادی الاولی است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نام ماه جمادی اول . (ناظم الاطباء). رجوع به جمادی الاول شود.
فرهنگ عمید
۱. مقدمداشتهشده.
۲. کسی که به ریاست و بزرگی برقرار گردیده.
۳. کسی که در صدر باشد؛ صدرنشین.
۱. (ادبی) در دستور زبان، کلمهای که آخر آن «تَن» یا «دَن» باشد به شرط آنکه هرگاه نون را از آخر آن حذف کنند بن ماضی بشود، مثل گفتن، رفتن، زدن.
۲. [قدیمی] بازگشتنگاه؛ جای بازگشتن.
۳. [قدیمی] محل صدور.
فرهنگ معین
(مَ دَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - جای بازگشت . 2 - سرچشمه ، منبع . 3 - فعلی است بدون زمان و ضمائر. ج . مصادر.
(مُ صَ دَّ) [ ع . ] (اِمف .) 1 - داشته شده ، درصدر قرار داده . 2 - آنکه به ریاست و صدارت رسیده . 3 - کسی که در صدر جای دارد، صدرنشین .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - مقدم داشته شده در صدر قرارداده . ۲ - آنکه بریاست و صدارت رسیده . ۳- کسی که در صدر جای دارد صدر نشین .
بازگشتن یا بازگشت و انصراف
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
گماشته
محلصدور
اصل، منشا
جای بازگشت
۱. اصل، منشا
۲. محلصدور
۳. جای بازگشت
۴. گماشته
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
گماشته
ستاک، بن واژه، ریشه
