معانی کلمه : مصداق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کسی یا چیزی که شاهد صدق و راست گفتن شخص باشد، گواه، گواهی، دلیل راستی سخن.
فرهنگ معین
(مِ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - دلیل راستی سخن . ۲ - چیزی که دلیل راستی کسی باشد. ۳ - آن چه که منطبق بر امری گردد.
فرهنگ فارسی
پدیدهای در جهان خارج اعم از شیء، وضعیت، رویداد و مانند آن که عبارت زبانی به آن اشاره دارد
مترادف و متضاد
مورد ≠ مفهوم
شاهد، گواه، مثال
۱. مورد
۲. شاهد، گواه، مثال ≠ مفهوم
فرهنگستان زبان و ادب
{referent, reference} [زبان شناسی] پدیده ای در جهان خارج اعم از شیء، وضعیت، رویداد و مانند آن که عبارت زبانی به آن اشاره دارد
