Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مصارعت

تلفظ بین المللی : /masˈɑreʔˌat/ تلفظ :‌ [mas'ARe?,at]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مسارعت
  • مسارعت نمودن
  • مصارع
  • مصارعه
  • مضارعت
  • مقارعت
  • مزارعت
  • مذارعت
  • مصارمت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مصارعت . [ م ُ رَ / رِ ع َ ] (از ع ، اِمص ) کشتی گیری و جهد و کوشش بر به زمین افکندن حریف . (ناظم الاطباء). کشتی کردن و با هم یکدیگری را بر زمین کوفتن . (غیاث ) کشتی گرفتن : آن روز تا آخر بر مصارعت و قراع بودند. (تاریخ جهانگشای جوینی ). پسر... گفته بود استاد من فضیلتی که بر من دارد از روی بزرگی است ... وگرنه به قوت از او کمتر نیستم ... ملک را این سخن دشوار آمد، فرمود تا مصارعت کنند.(گلستان ). || ب...

فرهنگ عمید

۱. با هم کشتی گرفتن.
۲. کشتی گیری.

فرهنگ معین

(مُ رَ عَ ) [ ع . مصارعة ] (مص ل . ) با هم کُشتی گرفتن .

فرهنگ فارسی

باهم کشتی گرفتن ، کشتی گیری
۱- ( مصدر ) کشتی گرفتن یکدیگر را بر زمین کوفتن . ۲ - ( اسم ) کشتی گیری .

مترادف و متضاد

کشتی گرفتن، مصارعه

زورآزمایی، کشتی، کشتی‌گیری

۱. زورآزمایی، کشتی، کشتیگیری
۲. کشتی گرفتن، مصارعه


کلمات مرتبط

  • مسارعت
  • مسارعت نمودن
  • مصارع
  • مصارعه
  • مضارعت
  • مقارعت
  • مزارعت
  • مذارعت
  • مصارمت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات