Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مشکین جو

تلفظ بین المللی : /mˈeʃkin dʒˈav/ تلفظ :‌ [m'eSkin dZ'av]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ماشین جوش ریل
  • ماشین جوجه کشی
  • ماشین جوشکاری
  • خوابیدن مرغ یا ماکیان روی تخمها جهت جوجه کشی
  • جورج مایکن
  • فرودگاه جونزویل ماین
  • ماکن جورجیا
  • مشکین
  • مشکین جعد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مشکین جو. [ م ُ / م ِ ج َ / جُو ] ( اِمرکب ) مشکین چاه. مشکین چه. خالی که در رخ معشوق باشد. ( ناظم الاطباء ). خالی سیاه همچند جو :
جوجوم از عشق آنک خالش مشکین جوی است
دل جو مشکینْش دید خر شد و بارم ببرد.
خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 520 ).

فرهنگ فارسی

مشکین چاه و مشکین چه خالی که در رخ معشوق باشد .

کلمات مرتبط

  • ماشین جوش ریل
  • ماشین جوجه کشی
  • ماشین جوشکاری
  • خوابیدن مرغ یا ماکیان روی تخمها جهت جوجه کشی
  • جورج مایکن
  • فرودگاه جونزویل ماین
  • ماکن جورجیا
  • مشکین
  • مشکین جعد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات