Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مشکوک

تلفظ بین المللی : /mˈaʃkuːk/ تلفظ :‌ [m'aSku:k]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • مشکوک شدن
  • دارای اعتبار مشکوک
  • سخن مشکوک
  • اسفار مشکوک
  • این قیافه مشکوک
  • در نبردی مشکوک
  • مشتری مشکوک
  • اب مشکوک
  • استصحاب فرد مشکوک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

مشکوک. [ م َ ] ( ع ص ) گمان کرده شده در کار. ( آنندراج ). گمان کرده شده و مبهم. و در گمان و محتمل و غیریقین و غیرمعلوم و غیرمحقق و شبهه دارو احتمالی. ( ناظم الاطباء ). چیزی که درباره آن شک کنند. گمان کرده شده. چون لفظ شک مصدر لازم است باید اسم مفعولش با حرف جر «مشکوک فیه » آید، اما در فارسی بدون حرف جر هم استعمال شود. ( از فرهنگ نظام ). در تداول فارسی گاهی بجای «شاک » ( اسم فاعل ) استعمال گردد.- م...

فرهنگ عمید

آن که یا آنچه در مورد آن به گمان بیفتند، مبهم، چیزی که دربارۀ آن شک پیدا شده، آنچه مورد شک باشد.

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) آنچه مورد شک باشد، نامعلوم .

فرهنگ فارسی

گمان کرده شده ومبهم، چیزی که درباره آن شک پیداشده، آنچه موردشک باشد
( اسم ) چیزی که دربار. آن شک کنند گمان کرده شده . توضیح ۱ - چون لفظ شک مصدر لازم است باید اسم مفعولش با حرف جر ( مشکوک فیه ) آید اماد در فارسی بدون حرف جرهم استعمال شود . توضیح ۲ در تداول فارسی گاه بخطا بجای شاک استعمال گردد : من باین مرد مشکوکم .

مترادف و متضاد

دودل، مردد

شکاک، ظنین

بدگمان، مظنون

شبهه‌زا، شبهه‌ناک، مشتبه

۱. دودل، مردد
۲. شبههزا، شبههناک، مشتبه
۳. بدگمان، مظنون
۴. شکاک، ظنین

uncertain (صفت)مردد، دمدمی، متغیر، نامعلوم، مشکوک، معلقesoteric (صفت)محرمانه، رمزی، مبهم، سری، داخلی، مشکوک، درونیquestionable (صفت)قابل بحی، مشکوکsuspicious (صفت)بدگمان، مشکوک، ظنین، حاکی از بدگمانیdoubtful (صفت)مشکوک، ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] مشکوک، مکلف به یا تکلیف متعلق شک است.مشکوک، در اصطلاح اصولی، یعنی آن چه که شک اصولی (شک و ظن غیر معتبر) به آن تعلق گرفته است. به طور کلی، در بحث اصول عملی، برای مشکوک تقسیماتی آورده شده است؛ در یک نگاه، مشکوک، یا اصل تکلیف است یا مکلف به، و در نگاه دیگر، مشکوک، حکم کلی، یا حکم جزئی و یا مصداق خارجی است.از هر یک از این اقسام، در اصول، با عنوان شک در تکلیف ، شک در مکلف به و یا شبهه حکمی ،...

فرهنگ فارسی ساره

گمان انگیز، گمانیک، بدگمان

واژه نامه بختیاریکا

دو بِشَک؛ مَشَک؛ دل به دوچین مندن ( دل دو به چین مندن )

کلمات مرتبط

  • مشکوک شدن
  • دارای اعتبار مشکوک
  • سخن مشکوک
  • اسفار مشکوک
  • این قیافه مشکوک
  • در نبردی مشکوک
  • مشتری مشکوک
  • اب مشکوک
  • استصحاب فرد مشکوک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات