معانی کلمه : مشکول
لغت نامه دهخدا
مشکول . [ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان کنجگاه است که در بخش سنجبد شهرستان خلخال واقع است و 336 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).
فرهنگ عمید
۱. (ادبی ) ویژگی پایه ای که در آن خبن و کفّ در فاعلاتن جمع شده باشد که حاصل آن فعلات است.
۲. [قدیمی] اسبی که در پایش سفیدی باشد یا پابند به آن زده باشند.
۲. [قدیمی] اسبی که در پایش سفیدی باشد یا پابند به آن زده باشند.
فرهنگ معین
(مَ ) (اِ. ) مشک و خیک کوچک .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - اسب دارای شکال ( که یک پای سپید و پای دیگر برنگ دیگر بود ) . ۲ - حرکتها و سکونهای کلمه گذاشته شده .
دهی از دهستان کنجگاه است که در بخش سنجید شهرستان هرو آباد واقع است .
دهی از دهستان کنجگاه است که در بخش سنجید شهرستان هرو آباد واقع است .
دانشنامه عمومی
مشکول یک روستا در ایران است که در دهستان سنجبد جنوبی واقع شده است. مشکول ۱۶۵ نفر جمعیت دارد.
wiki: مشکول
