Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مشکبوی

تلفظ بین المللی : /moʃkbˈuje/ تلفظ :‌ [moSkb'uje]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مشکوی
  • مشکویی
  • مشکویه
  • ابن مشکویه
  • مشکبید
  • مشکوییه
  • عضدی مشکانی
  • کودک مشربی
  • مرکبی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مشکبوی. [ م ُ / م ِ ] ( ص مرکب ) مشکبو. هر چیز معطر و خوشبوی. ( ناظم الاطباء ). هر چیز که چون مشک خوشبوی باشد. مشک آگین : نادیده هیچ مشک و همه ساله مشکبوی ناکرده هیچ لعل و همه ساله لعل فام.کسائی.سر مشکبویش به دام آورم لبش بر لب پور سام آورم.فردوسی.یکی زرد پیراهن مشکبوی بپوشید و گلنارگون کرد روی.فردوسی.غلامی سمن پیکر و مشکبوی به خوان پدر مهربان شد بدوی.فردوسی ( شاهنامه چ بروخیم ص 2372 ).آمد آن مشکب...

فرهنگ فارسی

مشکبو هر چیز معطر و خوشبوی

کلمات مرتبط

  • مشکوی
  • مشکویی
  • مشکویه
  • ابن مشکویه
  • مشکبید
  • مشکوییه
  • عضدی مشکانی
  • کودک مشربی
  • مرکبی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات