Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مشکات

تلفظ بین المللی : /mˈeʃkɑt/ تلفظ :‌ [m'eSkAt]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • مشکات الزهرا
  • مشکات فرهاد
  • مشکات المصابیح
  • سید محمد مشکات
  • فرهاد مشکات
  • پرویز مشکاتیان
  • مشکاتیان پرویز
  • بیست سال با اثار پرویز مشکاتیان
  • بیست سال با اثار پرویز مشکاتیان 2
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مشکات . [ م ِ ] (ع اِ) طاقی فراخ که درآن چراغ نهند و قندیل گذارند. (از غیاث ) (از آنندراج ). مأخوذ از مشکوة تازی و بمعنی آن . (ناظم الاطباء). مشکاة. آلتی که در آن چراغ و قندیل گذارند... رسم الخط صحیح این کلمه در عربی مشکاة و رسم الخط قرآنی مشکوة است ولی نویسندگان ایرانی آن را مانند حیات و زکات ، «مشکات » نویسند. و رجوع به مشکاة و مشکوة شود.

مشکات. [ م ِ ]...

فرهنگ عمید

منفذ و جایی که در آن چراغ بگذارند، هر جایی که در یا روی آن چراغ گذاشته شود.

فرهنگ معین

(مِ ) [ ع . مشکاة ] (اِ. ) جایی که در آن چراغ بگذارند.

فرهنگ فارسی

منفذوجائی که در آن چراغ بگذارند، هرجائی که در آن یاروی آن چراغ گذاشته شود
( اسم ) آلتی که در آن چراغ و قندیل گذارند جایی که در آن چراغ نهند . توضیح رسم الخط صحیح آن در عربی مشکاه و در رسم الخط قر آنی مشکوه است ولی بشیو. نویسندگان ایرانی در فارسی مشکات درست تر است .

دانشنامه عمومی

مختصات: ۳۴°۱۰′۳۷″ شمالی ۵۱°۱۵′۵۴″ شرقی / ۳۴٫۱۷۶۹۴°شمالی ۵۱٫۲۶۵۰۰°شرقی / 34.17694; 51.26500مِشکات (meʃ kɑ:t) شهری است در استان اصفهان در مرکز ایران. مِـشکات شمالی ترین شهر استان اصفهان است که در ۲۵ کیلومتری شهر کاشان، ۱۹۵ کیلومتری تهران، هفتاد کیلومتری قم و ۲۵۰ کیلومتری مرکز استان اصفهان است؛ این شهر در حاشیهٔ کویر و مسیر جادهٔ ابریشم، حد فاصل بزرگراه قم–کاشان و جادهٔ ترانزیت مرکز–جنوب واقع شده ...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: meškāt) (عربی) از واژه‌های قرآنی ؛ (در قدیم) چراغدان ؛ ظرف بلورین که در آن چراغ می‌افروختند و نور از آن به هر سو منعکس می شد و فضای زیادی را روشن می‌کرد ؛ (در عرفان) مراد از مشکات نفس است در مرتبه‌ی بالملکه و یا عقل بالمستفاد .

اسم: مشکات (دختر، پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: meškāt) (فارسی: مشکات) (انگلیسی: meshkat) معنی: مکان نورانی، چراغدان، طاقی بلند که چراغ را در آن گذارند، ...

مترادف و متضاد

چراغدان، معطر

چراغ، زجاجه، مصباح

۱. چراغ، زجاجه، مصباح
۲. چراغدان، معطر


کلمات مرتبط

  • مشکات الزهرا
  • مشکات فرهاد
  • مشکات المصابیح
  • سید محمد مشکات
  • فرهاد مشکات
  • پرویز مشکاتیان
  • مشکاتیان پرویز
  • بیست سال با اثار پرویز مشکاتیان
  • بیست سال با اثار پرویز مشکاتیان 2
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات