مشنگ . [ م ِ ش َ ] (اِ) مگس سبز که گوشت را گنده کند، و آن را مژمژ خوانند. (آنندراج ) (انجمن آرا).
مشنگ . [ م ُ ش َ / م َ ش َ ] (اِ) نوعی از غله است . (برهان ) (غیاث ) (آنندراج ) (فرهنگ رشیدی ). کرسنه . گاودانه . (فرهنگ فارسی معین ). خرفی . (نوعی غله است ) (بحر الجواهر) نام غله ای است . (انجمن آرا). نوعی از غله که مشنج نیز گویند.و مشنگ تلخ ، کرسه ٔ تلخ . (ن...
فرهنگ عمید
۱. خل، دیوانه. ۲. دزد، راهزن.
فرهنگ معین
(مَ شَ ) (ص . ) ۱ - دزد، راهزن . ۲ - کسی که عقل درست و کامل نداشته باشد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) کرسنه گاودانه مگس سبز که گوشت را گنده کند و آنرا مژمژ خوانند .
دانشنامه عمومی
مشنگ (هری پاتر). در سری داستان های تخیلی هری پاتر به آن دسته از افراد که توانایی های جادوگری ندارند مَشَنگ، یا جادوبند گفته می شود.به افرادی که هم پدر و هم مادرشان مشنگ هستند مشنگزاده و به افرادی که از طرف یکی از والدین مشنگ بوده و از طرفی دیگر جادوگر دورگه یا نیمه اصیل می گویند. واژه مشنگ در ترجمه فارسی این داستان ها ترجمه واژه انگلیسی ماگِل (Muggle) است. مشنگ ها فاقد فنون جادو هستند و در عوض ب...