Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مشمل

تلفظ بین المللی : /mˈaʃmal/ تلفظ :‌ [m'aSmal]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • مشمل هدائن
  • مشملا
  • مشمله
  • رفتار مشکل گشا
  • شل مشلی
  • انقلاب مخملی
  • غذای محمل
  • ایضاح الفواید فی شرح مشکلات القواعد
  • کوه محمل
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

مشمل. [ م ِ م َ ] ( ع اِ ) شمشیر کوتاه که به جامه بپوشند آن را. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). شمشیر بران. ج ، مشامل. ( مهذب الأسماء ). دشنه. قمه. ( یادداشت مؤلف ). || نوعی از چادر که بر خود پیچند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مشمال شود.

فرهنگ فارسی

شمشیر کوتاه که بجامه بپوشند آنرا شمشیر بران .

گویش مازنی

۱فرد بسیار زیبا و خوش اندام – زن خوش اندام ۲آدم لوس و اطواری ...

/mashmel/ فرد بسیار زیبا و خوش اندام – زن خوش اندام - آدم لوس و اطواری

کلمات مرتبط

  • مشمل هدائن
  • مشملا
  • مشمله
  • رفتار مشکل گشا
  • شل مشلی
  • انقلاب مخملی
  • غذای محمل
  • ایضاح الفواید فی شرح مشکلات القواعد
  • کوه محمل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات