معانی کلمه : مشغولیات
لغت نامه دهخدا
مشغولیات. [ م َ لی یا ] ( از ع ، اِ مرکب ) در تداول فارسی زبانان ، سرگرمی ها. و رجوع به مشغولیت شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر و اسم ) جمع مشغولیت : وقتی که کسی بعلت مشغولیات ذهنی دیگر در جریان کاری نیست نسبت بجزئ و کل آن بیگانه میگردد ...
مترادف و متضاد
pastime (اسم)
سرگرمی، تفریح، ورزش، مشغولیات، کار وقت گذری
hobby (اسم)
سرگرمی، کار ذوقی، اسب کوچک اندام، مشغولیات
