کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : مشروب کردن
تلفظ بین المللی :
/mˈaʃruːb kˈardan/
تلفظ :
[m'aSRu:b k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
در مشروب افراط کردن
مشوب کردن
مشروع کردن
مشروط کردن کاری
متروک کردن
مشروب
مشروب ابکی
مشروب الکلی
مشروب الکلی مخلوط با بادام تلخ
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م . ) آب دادن .
مترادف و متضاد
سیراب کردن
آبیاری کردن آب دادن
۱. آبیاری کردن آب دادن
۲. سیراب کردن
کلمات مرتبط
در مشروب افراط کردن
مشوب کردن
مشروع کردن
مشروط کردن کاری
متروک کردن
مشروب
مشروب ابکی
مشروب الکلی
مشروب الکلی مخلوط با بادام تلخ
نظرات