کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مشرف-کردن | کلماتور
معانی کلمه : مشرف کردن
تلفظ بین المللی :
/mˈoʃref kˈardan/
تلفظ :
[m'oSRef k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بطور افراط مصرف کردن
بی مصرف کردن
زیاد خرج یا مصرف کردن
مصرف کردن
مصرف کردنی
مصرف کرد
معرف بی کربنات
مشرف
مشرف اباد
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - مراقب کسی کردن مواظب کردن : هر که را شغلی بزرگ فرماید باید که در سر یکی را بر او مشرف کند چنانکه او نداند...۲- ناظر و مباشر کردن .
مترادف و متضاد
سرافراز کردن، مفتخر کردن، افتخار دادن
کلمات مرتبط
بطور افراط مصرف کردن
بی مصرف کردن
زیاد خرج یا مصرف کردن
مصرف کردن
مصرف کردنی
مصرف کرد
معرف بی کربنات
مشرف
مشرف اباد
نظرات