کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : مشتری شدن
تلفظ بین المللی :
/moʃtˈari ʃˈodan/
تلفظ :
[moSt'aRi S'odan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ماری دو ربوتن شانتال
داستاردلی و ماتلی در ماشین های پرنده شان
مشتری
مشتری 1
مشتری 2
مشتری جلب کردن
مشتری کش
مشتری مشهدی
مشتری قراباغی محمد
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) خریدار چیزی بودن
مترادف و متضاد
patronize
(فعل)
تشویق کردن، سرپرستی کردن، ریاست کردن، نگهداری کردن، رئیس وار رفتار کردن، مشتری شدن
کلمات مرتبط
ماری دو ربوتن شانتال
داستاردلی و ماتلی در ماشین های پرنده شان
مشتری
مشتری 1
مشتری 2
مشتری جلب کردن
مشتری کش
مشتری مشهدی
مشتری قراباغی محمد
نظرات