Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مشتاه

تلفظ بین المللی : /maʃtˈɑh/ تلفظ :‌ [maSt'Ah]
لغت نامه دهخدا
  • سوگیری مشاهده گر
  • عملگر مشاهده پذیر
  • کار مشتبه
  • کفایت مشاهده ای
  • کمیت مشاهده پذیر
  • گرانی مشاهده ای
  • بقعه مشتاقیه
  • متاهل
  • مستأهل
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

( مشتاة ) مشتاة. [ م َ ] ( ع اِ ) مشتات. مشتا. ( منتهی الارب ). خانه زمستانی. ( مهذب الاسماء ). سرماجای. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). مَشتی ̍. ( اقرب الموارد ) : تا سخن به بحث نواحی خراسان رسید و از مربع و مصیف و مشتاة آن پرسید. ( جهانگشای جوینی ).و پادشاه در «لم سر» که مشتاة آن حدود بود مقام فرمود. ( جهانگشای جوینی ). و چون سلطان به شهر رسید خرابیها را مرمت فرمود و زمستان را عزیمت مشتاة ...

کلمات مرتبط

  • سوگیری مشاهده گر
  • عملگر مشاهده پذیر
  • کار مشتبه
  • کفایت مشاهده ای
  • کمیت مشاهده پذیر
  • گرانی مشاهده ای
  • بقعه مشتاقیه
  • متاهل
  • مستأهل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات