معانی کلمه : مشبه
لغت نامه دهخدا
مشبه . [ م ُ ب ِه ْ ] (ع ص ) مانندشونده . ج ، مشبهین .
مشبه . [ م ُ ش َب ْ ب ِه ْ ] (ع ص ) تشبیه کننده . رجوع به تشبیه شود.
فرهنگ عمید
آن که یا آنچه به چیزی تشبیه شود، مانند شده.
فرهنگ معین
(مُ شَ بَّ هْ ) [ ع . ] (اِمف . ) مانند شده ، تشبیه شده .
فرهنگ فارسی
مانندشده، مانندهم، مثل ومانند، مشبه به: مانندشده به او، تشبیه کرده شده به او، ونیزمشبه به معنی امرمشکل هم گفته می شود
( اسم ) مانند شونده جمع : مشبهین
مثل و مانند
( اسم ) مانند شونده جمع : مشبهین
مثل و مانند
گویش مازنی
مشربه – ظرفی برای حمل شیر و آب و دیگر مایعات – تنگ بزرگ
/mashbe/ مشربه – ظرفی برای حمل شیر و آب و دیگر مایعات – تنگ بزرگ
مترادف و متضاد
تشبیهشونده
مانندشده، شبیهشده، ماننده ≠ مشبهبه
۱. مانندشده، شبیهشده، ماننده
۲. تشبیهشونده ≠ مشبهبه
