معانی کلمه : مشاهره
لغت نامه دهخدا
مشاهرة. [ م ُ هََ رَ ] (ع مص ) ماهیانه کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). یک ماه اجیر کردن .(از اقرب الموارد) (از محیط المحیط). || ماه به ماه چیزی دادن و ماهیانه . (غیاث ) (آنندراج ). چیزی به ماه فادادن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). چیزی به ماه وادادن . (دهار). و رجوع به مشاهره شود.
فرهنگ عمید
اجرت ماهیانه، شهریه.
فرهنگ معین
(مُ هَ رَ یا رِ ) [ ع . مشاهرة ] (مص م . ) ۱ - کسی را به مزدوری گرفتن . ۲ - مقرری ، ماهیانه .
فرهنگ فارسی
کسی رابادستمزدماهانه اجیرکردن، اجرت ماهانه قراردادن ، اجرت ماهیانه، شهریه
۱ - ( مصدر ) اجیر کردن شخصی با پرداخت دستمزد ماهانه . ۲ - ( اسم ) اجرت ماهیانه شهریه : و در آن روزگار حساب برگرفته آمد مشاهر. همگان هر ماهی هفتاد هزار درم بود . جمع : مشاهرات .
ماهیانه کردن ماه بماه چیزی دادن و ماهیانه
۱ - ( مصدر ) اجیر کردن شخصی با پرداخت دستمزد ماهانه . ۲ - ( اسم ) اجرت ماهیانه شهریه : و در آن روزگار حساب برگرفته آمد مشاهر. همگان هر ماهی هفتاد هزار درم بود . جمع : مشاهرات .
ماهیانه کردن ماه بماه چیزی دادن و ماهیانه
مترادف و متضاد
مشاهرت، حقوق، ماهیانه، شهریه، مقرری (ماهیانه)
