مشاهدة. [ م ُ هََ دَ ] (ع مص ) دیدن . معاینه کردن . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از محیط المحیط) (از اقرب الموارد). || با کسی در جائی حاضر بودن . (آنندراج ). || ادراک به یکی از حواس ظاهری یا باطنی . (از محیط المحیط) (از اقرب الموارد). || نزد اهل سلوک دیدن حق است با دیده ٔ دل و دور از شبهه و تردید بدانسان که با چشم بینند. (از محیط المحیط). بهمه ٔ معانی رجوع به مشاهدت و مشاهده ...
(مُ هَ دَ ) [ ع . مشاهدة ] (مص م . ) دیدن ، نگاه کردن .
دانشنامه آزاد فارسی
مشاهده (عرفان). در اصطلاح عرفان، رؤیت حق به دیدۀ دل بدون هیچ شبهه ای، چنان که با چشم ظاهر دیده شود. در اصطلاح عارفان، این کلمه در چند معنی به کار می رود، که تمامیِ این معانی با نیم نگاهی به معنیِ لغویِ مشاهده پدید آمده اند. آن معانی عبارت اند از ۱. وجدانِ شهودیِ حضرت حق در کمال یقین. در چنین شهودی شرط است که مُشاهِد در مشهود خود تشکیک روا ندارد؛ ۲. توحید و یگانه بینیِ عوالم هستی؛ ۳. رؤیت ظاهر، د...
فرهنگ فارسی
به چشم دیدن، نگریستن، نگاه کردن ( مصدر ) ۱ - دیدن بچشم نگریستن ۲ - بدید. تامل دیدن نظر کردن . ۳- باکسی در جایی حاضر بودن . ۴ - ( اسم ) معاینه دیدار : بمطالعه و مشاهده ایلگ خان بجانب بخارا نهضت نمود . ۵ - الف - دیدن اشیائ بدلایل توحید . ب - رویت حق در اشیائ جمع : مشاهدات . دیدن و معاینه کردن با کسی در جایی حاضر بودن
دانشنامه عمومی
مشاهده یا نِپاهِش به معنای فعالیت یک موجود زنده، مانند انسان، برای دریافت اطلاعات از جهان بیرون به وسیله حواس یا ثبت داده ها به وسیله ابزارهای علمی است.طرح پرسش دربارهٔ یک پدیده ی طبیعیمشاهدهٔ پدیدهٔ مورد نظرپیشنهاد یک فرضیه برای توصیف رویداد مورد نظربررسی و پیش بینی نتایج منطقی و اجتناب ناپذیر فرضیهٔ مطرح شدهآزمایش فرضیه (و نتایج آن)رسیدن به یک نتیجه منطقی، براساس نتایج آزمایشدر روش علمی، برای فر...