معانی کلمه : مشال
لغت نامه دهخدا
مشال . [ م ُ ] (ع ص ) افراشته شده . بلندکرده شده . || نصب کرده شده . (از ناظم الاطباء).
فرهنگ فارسی
افراشته شده و بلند کرده شده نصب کرده شده
گویش مازنی
مشعل
/meshaal/ مشعل

مشال . [ م ُ ] (ع ص ) افراشته شده . بلندکرده شده . || نصب کرده شده . (از ناظم الاطباء).
مشعل