Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مشاده

تلفظ بین المللی : /maʃˈɑdeː/ تلفظ :‌ [maS'Ade:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سوگیری مشاهده گر
  • شبه نرمادگی ماده نما
  • عملگر مشاهده پذیر
  • فتخ ماده
  • کفایت مشاهده ای
  • کمیت مشاهده پذیر
  • گاو ماده
  • گرانی مشاهده ای
  • برش ماده سفید
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مشاده . [ م َ دِه ْ ] (ع اِ) کارها و مشغل های بازدارنده و بیخودکننده . (ناظم الاطباء).

مشادة. [ م ُ شادْ دَ ] (ع مص ) سختی نمودن در چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ).با کسی سخت فراگرفتن . (تاج المصادر بیهقی ). منه : لن یشاد الدین احد اًلا غَلبه ُ. (منتهی الارب ). || زور آزمودن و غلبه کردن . (از اقرب الموارد).

( مشاد...

فرهنگ فارسی

سختی نمودن در چیزی زور آزمودن و غلبه کردن

کلمات مرتبط

  • سوگیری مشاهده گر
  • شبه نرمادگی ماده نما
  • عملگر مشاهده پذیر
  • فتخ ماده
  • کفایت مشاهده ای
  • کمیت مشاهده پذیر
  • گاو ماده
  • گرانی مشاهده ای
  • برش ماده سفید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات