Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مسیر

تلفظ بین المللی : /mˈasir/ تلفظ :‌ [m'asiR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیجملات نمونهمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • مسیر 1
  • مسیر 2
  • مسیر 3
  • مسیر اصلی
  • مسیر افراد کم توان
  • مسیر انحرافی
  • مسیر اولیه
  • مسیر بالگَرد
  • مسیر بحرانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیجملات نمونهمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

مسئر. [ م ُ ءِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر اِسآر. کسی که طعام یا شرابی می خورد و از آن چیزی باقی می گذارد. پس خورده گذارنده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). و رجوع به اِسآر شود.
مسیر. [ م َ ] (اِ) به معنی یخ آمده و مسیریدیعنی یخ بست . (آنندراج ) (انجمن آرا). مَسَر. نیز به همین معنی است ، و این جای مسر است یعنی سرد است و بعضی بجای «م » «هاء» دانسته اند، یعنی «هسر» و ر...

فرهنگ عمید

۱. معبر، گذرگاه، راه، جاده.
۲. (اسم مصدر ) رفتن، روان شدن.
۳. (اسم مصدر ) سیروگردش.

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) رفتن ، روان شدن . ۲ - (اِ. ) محل عبور، جای رفت و آمد.

فرهنگ فارسی

جهت، خط سیر، راه

گذرگاه داده‌ها یا نشانک‌های صوتی

قصبه ای از دهستان آبشار بخش شادکان شهرستان خرمشهر. دشت گرمسیر. دارای ۱٠۹۷ تن سکنه . آب از رودخانه جراحی . محصول : غلات برنج خرما. صنایع دستی : حصیربافی است .رفتن، روان شدن ، جای سیروگردش۱ - ( مصدر ) رفتن روان شدن ۲ - (اسم ) رفتار روش سیر : ایا مراد تومقصود آسمان ز مدار و یارضائ تو مطلوب اختران زمسیر . ( معزی المعجم ) ۳ - ( اسم ) جای سیر...

دانشنامه عمومی

مسیر ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:مسیر (نظریه گراف)، دنباله ای از رأس ها به طوری که از هر رأس به رأس دیگر در این دنباله یالی وجود داشته باشدمسیر (رایانه)، یک رشته که محل یک پرونده یا پوشه را در فایل سیستم مشخص می کندwiki: انگلیسی به همراه «:» مشخص می شود. در ویندوز مسیرهای مطلق به دو روش قابل بیان هستند، یکی مسیری که با نام درایو مشخص می شود (مانند: C:\Windows\System32)، و دیگری ب...

جملات نمونه

مسیر انحرافی

detour, side track

در مسیر اهواز - تهران

on the Ahwaz-Tehran road

مسیر سپاه اسکندر را روی این نقشه کشیده‌ام

I have traced the course of Alexander's army on this map

یکی از رستوران‌هایی که در مسیر ما واقع شده بودone of the restauthorrants that was located on our path...

مترادف و متضاد

مدار

گذر، گذرگاه

جاده، راه، معبر

۱. جاده، راه، معبر
۲. خطسیر
۳. گذر، گذرگاه
۴. مدار

distance (اسم)بعد، فاصله، مسیر، دوری، مسافتdirection (اسم)طرف، مدیریت، جهت، رهبری، سمت، دستور، قانون شرع، قانون کلی، هدایت، مسیر، خط سیر، سو، اداره جهت، راه مسیرway (اسم)راه، عنوان، سیاق، سمت، خط، سبک، جاده، رسم، مسیر، روش، طرز، طریقه، طریق، سان، طور، مسلک، نحوroad (اسم)راه...

فرهنگ فارسی ساره

راه، گذرگاه ، روش

فرهنگستان زبان و ادب

{channel} [موسیقی] گذرگاه داده ها یا نشانک های صوتی
{path} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] در برنامه ریزی شهری، مجموعه ای از رابط ها که در آن همیشه گره پایانیِ رابط قبلی در حکم گره آغازینِ رابط بعدی است
{route} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] خط سیر وسیلۀ نقلیۀ یا مسافر از مبدأ تا مقصد
{trajectory} [فیزیک] راهی که جسم می پیماید تا از نقطه ای به نقطۀ دیگر برسد

کلمات مرتبط

  • مسیر 1
  • مسیر 2
  • مسیر 3
  • مسیر اصلی
  • مسیر افراد کم توان
  • مسیر انحرافی
  • مسیر اولیه
  • مسیر بالگَرد
  • مسیر بحرانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات