کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : مسکوکات
تلفظ بین المللی :
/maskˈuːkɑt/
تلفظ :
[mask'u:kAt]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
حق ضرب مسکوکات
مسموکات
فرودگاه مسکوکا
قیاس مساوات
مأکولات
متروکات
مساوات
مسموعات
مسودات
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
مسکوکات. [ م َ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ مسکوک و مسکوکة. سکه شده ها. سکه ها.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع مسکوکه ( مسکوک )
مترادف و متضاد
coinage
(اسم)
ضرب، مسکوکات، ابداع واژه، ضربه سکه
coins
(اسم)
مسکوکات
کلمات مرتبط
حق ضرب مسکوکات
مسموکات
فرودگاه مسکوکا
قیاس مساوات
مأکولات
متروکات
مساوات
مسموعات
مسودات
نظرات