Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مسو

تلفظ بین المللی : /mˈasuː/ تلفظ :‌ [m'asu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیدانشنامه اسلامی
  • مَسَّوْ
  • مسو برگری
  • مس مسو
  • مسوار
  • مسواه
  • مسواک
  • مسواک الراعی
  • مسواک العباد
  • مسواک العباس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

مسو. [ م َس ْوْ ] ( ع مص ) به دست آوردن نطفه از رحم ناقه و پاک کردن آن را. ( ازناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || سرکشی کردن خر. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

بدست آوردن نطفه از خر ناقه و پاک کردن آنرا

دانشنامه عمومی

مسی (Messi) عادتاً با کشور زاموآ و ناحیهٔ آمادای و بخصوص گیزیل بوندا ذکر می شود و مربوط می گردد. با ناحیهٔ قبیله ماننایی تائورلی نیز هم مرز بوده و بعدها ناحیهٔ مرزی ماننا در مرز پارسوا شناخته می شد.،ای. م. دیاکونوف. تاریخ ماد. صفحه ۴۸۸. شابک ‎۹۶۴-۴۴۵-۱۰۶-۶قلعهٔ بزرگ و کوهستانی مسو که مردم به سبب حملهٔ آشور ناسیراپال دوم - ۸۸۳ تا ۸۵۹ پ. م.- در آن پنهان شده بودند محتملا در خط مقّسم المیاه گیلزان و ز...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)
wikialkb: ریشه_مسو

کلمات مرتبط

  • مَسَّوْ
  • مسو برگری
  • مس مسو
  • مسوار
  • مسواه
  • مسواک
  • مسواک الراعی
  • مسواک العباد
  • مسواک العباس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات