Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مسهد

تلفظ بین المللی : /mˈashad/ تلفظ :‌ [m'ashad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • سپهر مسند
  • قبله مسجد
  • قرصعنه ٔ مسدس
  • قره مسجد
  • متهدج
  • متهدد
  • متهدل
  • متهدم
  • متهدمه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مسهد. [ م ُ س َهَْ هََ ] ( ع ص ) بی خواب. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). بیدارکرده شده. ( غیاث ). بیدارشده. بیدار. بی خواب شده. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) : نوز نبرداشته ست مار سر از خواب نرگس چون گشت چون سلیم مسهد.منوچهری.- مسهد کردن ؛ بیدار کردن : کرداره سلیم ترین با عدوی خویش آن است کاین سلیم مسهد کند همی.منوچهری....

فرهنگ عمید

۱. کم خواب.
۲. بی خواب، بیدار مانده.

فرهنگ معین

(مُ سَ هَّ ) [ ع . ] (ص . ) بیدار، کم خواب .

فرهنگ فارسی

۱- ( اسم ) بیدار شده . ۲ - ( صفت ) بیدار : نوز نبرداشتست مار سر از خواب نرگس چون گشت چون سلیم مسهد . ( منوچهری )

کلمات مرتبط

  • سپهر مسند
  • قبله مسجد
  • قرصعنه ٔ مسدس
  • قره مسجد
  • متهدج
  • متهدد
  • متهدل
  • متهدم
  • متهدمه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات