معانی کلمه : مسلک
لغت نامه دهخدا
مسلک . [ م ُ س َل ْ ل َ ] (ع ص ) نزار و لاغر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نحیف . (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
۱. راه.
۲. روش، طریقه.
۲. روش، طریقه.
فرهنگ معین
(مَ لَ ) [ ع . ] (اِ. ) روش ، آیین . ج . مسالک .
فرهنگ فارسی
راه، روش، طریقه، مسالک جمع
(اسم ) ۱ - جای سلوک محل عبور راه : خندق و میدان به پیش او یکی است چاه و خندق پیش او خوش مسلکی است . ( مثنوی ) ۲ - روش طریقه : مسلک سیاسی جمع : مسالک .
نزار و لاغر
(اسم ) ۱ - جای سلوک محل عبور راه : خندق و میدان به پیش او یکی است چاه و خندق پیش او خوش مسلکی است . ( مثنوی ) ۲ - روش طریقه : مسلک سیاسی جمع : مسالک .
نزار و لاغر
دانشنامه عمومی
مرام ، آیین ، روش ، طایفه
مترادف و متضاد
راه، طریق، نهج، مسیر
آیین، طریقه، کیش، روش، مذهب، مرام، مشرب، نحله
۱. آیین، طریقه، کیش، روش، مذهب، مرام، مشرب، نحله
۲. راه، طریق، نهج، مسیر
