مسلمة. [ م ُ ل ِ م َ ] (ع ص ) مسلمه . تأنیث مسلم .زنی که متدین به دین اسلام باشد. (از اقرب الموارد).ج ، مسلمات . (ناظم الاطباء). و رجوع به مُسلِم شود.
مسلمة. [ م َ ل َ م َ ] (اِخ )ابن عبدالملک بن مروان بن الحکم . او را «جرادة الصفراء» لقب داده بودند. فتوحاتی در قسطنطنیه کرد. مسجد مسلمة را بدانجا بنا نهاد، سپس از جانب برادرش «یزید»به حکومت عراقین و ارمینیه...
فرهنگ عمید
مسلِم (زن ).
فرهنگ فارسی
مونث مسلم، زن مسلمان، مسلمات جمع ( اسم ) مونث مسلم زن مسلمان جمع : مسلمات . از کبار امرای صدر اسلام بود
[ویکی الکتاب] معنی مُّسْلِمَةً: تسلیم کننده (مسلم کسی است که امرش را تسلیم خدا کرده(کار خود را به خدا واگذار کرده ) ، و در هر چه بخواهد و دستور دهد مطیع اوست)معنی مُّسَلَّمَةٌ: تسلیم شده - پرداخت شدهریشه کلمه: سلم (۱۴۰ بار)wikialkb: مُسْلِمَة...