معنی کلمه : مسفعه
لغت نامه دهخدا
مسفعة. [ م ُ س َف ْ ف ِ ع َ ] (ع ص ) سموم مسفعة؛ بادهای گرمی که روی را بسوزاند و رنگ آن را برگرداند. (ناظم الاطباء). و رجوع به تسفیع شود.
( مسفعة ) مسفعة. [ م ُ س َف ْ ف ِ ع َ ] ( ع ص ) سموم مسفعة؛ بادهای گرمی که روی را بسوزاند و رنگ آن را برگرداند. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تسفیع شود.
