Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مسطع

تلفظ بین المللی : /mˈastaʔ/ تلفظ :‌ [m'asta?]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ذی مسطن
  • ربیعهبن مسعود
  • زاویۀ مسطح
  • شبکۀ واپایش مسطحاتی
  • انصاری مسعود
  • طالع مسعود
  • عامل مستعدکننده
  • عرب مستعربه
  • علی مسرعی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مسطع. [ م ِ طَ ] (ع ص ) فصیح . (منتهی الارب ). خطیب مسطع مصقع؛ یعنی بلیغ و متکلم . (از اقرب الموارد).

مسطع. [ م ُ س َطْ طَ ] (ع ص ) بعیر مسطع؛ شتر باداغ . (منتهی الارب ). شتر که بوسیله ٔ «سطاع » داغ شده باشد. (از اقرب الموارد). شتری که در گردن وی به درازا داغ کرده باشند. (ناظم الاطباء). و رجوع به تسطیع شود.

مسطع. [...

فرهنگ فارسی

شتر باداغ

کلمات مرتبط

  • ذی مسطن
  • ربیعهبن مسعود
  • زاویۀ مسطح
  • شبکۀ واپایش مسطحاتی
  • انصاری مسعود
  • طالع مسعود
  • عامل مستعدکننده
  • عرب مستعربه
  • علی مسرعی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات