Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مسدوم

تلفظ بین المللی : /mˈasduːm/ تلفظ :‌ [m'asdu:m]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سردرد مسمومیتی
  • مأدوم
  • مخدوم
  • مخدوم اعظم
  • مخدوم الملک
  • مخدوم کندی
  • مخدومه
  • مخدومی
  • مسدم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مسدوم. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از سدم. || فحل مسدوم ؛ گشن تیزشهوت. ( ناظم الاطباء )( از اقرب الموارد ). و رجوع به مُسَدَّم و سدم شود.

فرهنگ فارسی

گشن تیز شهوت

کلمات مرتبط

  • سردرد مسمومیتی
  • مأدوم
  • مخدوم
  • مخدوم اعظم
  • مخدوم الملک
  • مخدوم کندی
  • مخدومه
  • مخدومی
  • مسدم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات