Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مسخره امیز

تلفظ بین المللی : /masxˈare ˈaːmiz/ تلفظ :‌ [masx'aRe 'a:miz]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مسخره آمیز
  • تقلید مسخره امیز کردن
  • تقلید مسخره امیز
  • سخن مسخره امیز گفتن
  • مسخرهآمیز
  • مسخره
  • مَسخِرَه
  • مسخره کردن
  • مسخره گر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

( مسخره آمیز ) مسخره آمیز. [ م َ خ َ رَ / رِ ] ( ن مف مرکب ) درخور سخره. شایسته ٔمسخره کردن. درخور استهزاء. و رجوع به مسخره شود.

فرهنگ فارسی

( مسخره آمیز ) آنچه که مقرون بمسخره واستهزائ باشد : بالحن مسخره آمیزی گفت ... مسخره بازی . ۱- مسخرگی . ۲ - انجام دادن امور بصورت مسخره و غیر جدی . یا مسخرهبازی در آوردن.۱ - مسخرگی کردن . ۲ - کارها را بصورت مسخره و غیر جدی انجام دادن : مسخرهبازی در نیار . یامسخره بازی کردن . مسخره بازی در آوردن .

مترادف و متضاد

ridiculous (صفت)مضحک، چرند، مسخره امیز، خنده دارburlesque (صفت)مضحک، مسخره امیزdroll (صفت)مضحک، مسخره امیز، خنده اورfarcical (صفت)مضحک، مسخره امیز، خنده اور...

کلمات مرتبط

  • مسخره آمیز
  • تقلید مسخره امیز کردن
  • تقلید مسخره امیز
  • سخن مسخره امیز گفتن
  • مسخرهآمیز
  • مسخره
  • مَسخِرَه
  • مسخره کردن
  • مسخره گر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات