کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مسحور صحنه شده
تلفظ بین المللی :
/mˈashuːr sˈahneː ʃˈodeː/
تلفظ :
[m'ashu:R s'ahne: S'ode:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مسحور
مسحور شدن
مسحور کردن
مسحور کننده
مسحور جمال
شیفته و مسحور کردن
رفتار سلامت محور
رهگیر برون محور
رژیم گروهِ خون محور
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
stagestruck
(صفت)
مسحور صحنه شده، عاشق صحنه نمایش
کلمات مرتبط
مسحور
مسحور شدن
مسحور کردن
مسحور کننده
مسحور جمال
شیفته و مسحور کردن
رفتار سلامت محور
رهگیر برون محور
رژیم گروهِ خون محور
نظرات