Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مستولی شدن

تلفظ بین المللی : /mostˈoːli ʃˈodan/ تلفظ :‌ [most'o:li S'odan]
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مستولی شدن بر
  • شکست مستولی شدن
  • متحلی شدن
  • متولد شدن
  • متجلی شدن
  • شیر خردن و مشخص شدن سلامت حیوان تازه متولد
  • متولد شدن و رشد کردن
  • داستاردلی و ماتلی در ماشین های پرنده شان
  • مستولی
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد

فرهنگ فارسی

( مصدر ) دست یافتن تسلط یافتن : چون ... خبر مسعود رسید حیرت و وحشت برو مستولی شد.

مترادف و متضاد

استیلا یافتن، تسلط یافتن، دست یافتن، چیره‌شدن، فایق آمدن، مسلط شدن

prevail (فعل)
غالب امدن، چیره شدن، چربیدن، شایع شدن، مستولی شدن

کلمات مرتبط

  • مستولی شدن بر
  • شکست مستولی شدن
  • متحلی شدن
  • متولد شدن
  • متجلی شدن
  • شیر خردن و مشخص شدن سلامت حیوان تازه متولد
  • متولد شدن و رشد کردن
  • داستاردلی و ماتلی در ماشین های پرنده شان
  • مستولی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات