کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مستوبد
تلفظ بین المللی :
/mostˈavbed/
تلفظ :
[most'avbed]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مستبد
مستبدانه
مستبدل
مستعبد
مستودع
حاکم ستمگر یا مستبد
سلطان مستبد
مستبدانه حکومت کردن
مستبدع
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مستوبد.[ م ُ ت َ ب ِ ] ( ع ص ) نادان و جاهل نسبت به مکان. || بدحال. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
مستبد
مستبدانه
مستبدل
مستعبد
مستودع
حاکم ستمگر یا مستبد
سلطان مستبد
مستبدانه حکومت کردن
مستبدع
نظرات