معانی کلمه : مستلذ
لغت نامه دهخدا
مستلذ. [م ُ ت َ ل ِذذ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استلذاذ. لذت گیرنده و مزه یاب . (منتهی الارب ). لذیذیابنده و لذیذشمرنده چیزی را. (از اقرب الموارد). رجوع به استلذاذ شود.
فرهنگ عمید
مطبوع؛ شیرین؛ لذیذ.
کسی که از چیزی لذت میجوید؛ لذتگیرنده؛ تمتعبرنده.
مطبوع، شیرین، لذیذ.
کسی که از چیزی لذت می جوید، لذت گیرنده، تمتع برنده.
کسی که از چیزی لذت می جوید، لذت گیرنده، تمتع برنده.
فرهنگ معین
(مُ تَ لَ ) [ ع . ] (اِمف . ) لذت برده ، تمتع گرفته .
