معنی کلمه : مستقیم و بی واسطه بودن
مترادف و متضاد
immediacy (اسم)
اگاهی، فوریت، بی واسطگی، بی درنگی، بی فاصلگی، حضور ذهن، قرب جواز، مستقیم و بی واسطه بودن
کلمات مرتبط
- تلانیوس مانک مستقیم بی تعقیب کننده
- مستقیم و صاف ایستادن
- گاف انرژی مستقیم و غیرمستقیم
- تقوا و صراط مستقیم
- میزان الملوک و الطوائف و الصراط المستقیم فی سلوک الخلایق
- میزان الملوک و الطوائف و صراط المستقیم فى سلوک الخلائف
- میزان الملوک و الطوائف و صراط المستقیم فی سلوک الخلائف
- تذکره المتقین فی اداب السلوک و تزکیه النفس
- جهاد و متقین
