معانی کلمه : مستقه
لغت نامه دهخدا
مستقه .[ م َ ت َ ق َ ] (معرب ، اِ) عبارت از آهنی است مانند ذراع که بر آن علامات و نشانهایند که بدان آب قسمت می کنند. هر علامتی دلیل است بر مقدار مستقه . || بعضی دیگر گویند که مراد از مستقه جزوی است از اجزای این آب . ج ، مساتق و مساتیق . (از تاریخ قم ص 43).
فرهنگ معین
(مُ تَ قَ ) [ معر. ] (اِ. ) ۱ - پوستین آستین دراز. ۲ - آلتی که بدان چنگ و مانند آن نوازند.
