کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مستعد جنگ
تلفظ بین المللی :
/mostˈaʔed dʒˈanɡ/
تلفظ :
[most'a?ed dZ'ang]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
جنگ ایران و عراق و سازمان ملل متحد
مستعد
مستعد افسردگی
مستعد تباهی
مستعد دویدن
مستعد شدن
مستعد پذیرش
مستعد کردن
گسل مستعد
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
agonistic
(صفت)
مجادله ای، مشاجرهای، ورزشی، پهلوانی، کوشش امیز، جنگجو، مستعد جنگ
کلمات مرتبط
جنگ ایران و عراق و سازمان ملل متحد
مستعد
مستعد افسردگی
مستعد تباهی
مستعد دویدن
مستعد شدن
مستعد پذیرش
مستعد کردن
گسل مستعد
نظرات