مستسقی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استسقاء. آب خواهنده برای نوشیدن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || آب خواه. آب طلب. آب جو. آب کشنده و آب بردارنده. ( ناظم الاطباء ). || باران خواه. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || بیماری که مبتلی به استسقا شده است. ( منتهی الارب ). صاحب مرض استسقا. چون در بعض اقسام استسقا تشنگی بسیار باشد لهذا صاحبش رامستسقی گویند. ( غیاث ) ( آنندراج ). مبتلی به بیماری استسق...
فرهنگ عمید
مبتلا به استسقا.
فرهنگ معین
(مُ تَ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - آب خواهنده . ۲ - مبتلا به بیماری استسقاء.
فرهنگ فارسی
آب خواهنده، آنکه آب برای آشامیدن بخواهد، کسی که مبتلا به مرض استسقائ باشد (اسم ) ۱- کسی که آب برای نوشیدن طلبد آب خواه . ۲ - کسی که بمرض استسقائ مبتلی است : گفت من مستسقیم آبم کشد گرچه میدانم که این آبم کشد. (مثنوی )
دانشنامه عمومی
کسی که بیماری استسقا (احساس تشنگی دایم و مفرط) دارد.