Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مستراد

تلفظ بین المللی : /mˌasatrˈɑd/ تلفظ :‌ [m,asatR'Ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • متراد
  • مترادف
  • مترادف 1
  • مترادف 2
  • مترادف مطلق
  • مترادف نسبی
  • مترادفه
  • مستأدب
  • مستأدی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مستراد. [ م ُ ت َ ] ( ع اِ ) جای آمد و شد کردن شتران. ( منتهی الارب ): مسترادالابل ؛ محل آمد و شد شتران در چراگاه. || مسترادالرجل ؛ مکان شخص که در آنجا جولان می کند و بجهت نفاست آنجا، بدان علاقمند می باشد. || اًن فلاناً لمستراد لمثله ؛ یعنی مثل آن را می جوید. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به استرادة شود.

فرهنگ فارسی

جای آمد و شد کردن شتران

کلمات مرتبط

  • متراد
  • مترادف
  • مترادف 1
  • مترادف 2
  • مترادف مطلق
  • مترادف نسبی
  • مترادفه
  • مستأدب
  • مستأدی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات