Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مستحد

تلفظ بین المللی : /mostˈahed/ تلفظ :‌ [most'ahed]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مستحدث
  • مستحدثات
  • مستحدثه
  • المسائل المستحدثه
  • عناصر مسائل مستحدثه
  • مسائل مستحدثه
  • امارات متحده عربی
  • زال مستحاضه
  • زان مستحی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مستحد. [ م ُ ت َ ح ِدد ]( ع ص ) نعت فاعلی از استحداد. || تیزکننده شفره. ( آنندراج ). آنکه تیغ و شفره خود را با قطعه آهن یا غیر آن تیز کند. ( اقرب الموارد ). || موی زهار سترنده. ( آنندراج ). || خشمگین شونده و غضب کننده. ( اقرب الموارد ). خشمگین و غضبناک. ( ناظم الاطباء ). || سترده شده و تراشیده شده با آهن. ( اقرب الموارد ). و رجوع به استحداد شود.

فرهنگ فارسی

تیز کننده شفره

کلمات مرتبط

  • مستحدث
  • مستحدثات
  • مستحدثه
  • المسائل المستحدثه
  • عناصر مسائل مستحدثه
  • مسائل مستحدثه
  • امارات متحده عربی
  • زال مستحاضه
  • زان مستحی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات