Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مستحب

تلفظ بین المللی : /mostˈahabb/ تلفظ :‌ [most'ahabb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • مستحب اصلی
  • مستحب تبعی
  • مستحب غیری
  • مستحب مشروط
  • مستحب مطلق
  • مستحب معلق
  • مستحب منجز
  • مستحب نفسی
  • احتیاط مستحب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

مستحب . [ م ُ ت َ ح ِب ب ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحباب . دوست دارنده و مهربان ودارای محبت . (ناظم الاطباء). رجوع به استحباب شود.

مستحب. [ م ُ ت َ ح ِب ب ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحباب. دوست دارنده و مهربان ودارای محبت. ( ناظم الاطباء ). رجوع به استحباب شود.مستحب. [ م ُ ت َ ح َب ب ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استحباب. دوست داشته شده. ( آنندراج ) (...

فرهنگ عمید

۱. (فقه ) عملی که به جا آوردنش ثواب داشته باشد و ترک آن گناه و عقاب نداشته باشد.
۲. [قدیمی] دوست داشتنی، نیکو و پسندیده، دوست داشته شده.

فرهنگ معین

(مُ تَ حَ بّ ) [ ع - فا. ] (اِمف . ) کاری که انجام دادن آن بهتر از ترک آن باشد.

فرهنگ فارسی

دوست داشتنی، نیکووپسندیده ودوست داشته شده، عملی که بجا آوردنش ثواب داشته باشدوترک آن گناه وعقاب نداشته باشد
(اسم ) ۱- دوست داشته شده دوستی داشته ۲ ٠ - پسندیده نیکو . ۳ - قول یافعلی که ازگفتن و کردن آنهاثواب اخروی حاصل آید مقابل واجب حرام مکروه مباح .
دوست دارنده و مهربان

دانشنامه عمومی

شایسته

مستحب در لغت به معنای دوست داشته شده و پسندیده شده است و در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که انجامش بر مکلَف مطلوب است و پاداش دارد ولی ترک آن عذاب ندارد. مانند: نماز شب. تعداد مستحبات بسیار زیاد است و قابل شمردن نیستدر مستحب مؤکد، تأکید بر انجام فعل است، تأکیدی بیش از تأکید موجود در استحباب، و کمتر از تأکید واجب. در این گونه خواسته ها مکلف به خاطر سرپیچی عقاب نمی شود، ولی شارع او را به ...

مترادف و متضاد

شایسته

پسندیده، نیکو، روا، جایز ≠ واجب، حرام، مکروه، مباح

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] شیء مطلوب مولا، با عدم حرمت ترک آن است.مستحب، از اقسام محکوم به است؛ یعنی شارع مقدس مکلف را به انجام عملی تشویق و تحریص می کند، بی آن که در آن الزامی وجود داشته باشد؛ به بیان دیگر، مستحب، عملی است که فعل آن پسندیده است و ترکش حرام نیست؛ یعنی انجام دهنده آن سزاوار ستایش می باشد، ولی ترک کننده آن مستحق ذم نیست، مانند: نماز و روزه مستحبی. نکته اولدر میان اصولی ها در این که مندوب ، ماموربه ...

فرهنگ فارسی ساره

شایسته


کلمات مرتبط

  • مستحب اصلی
  • مستحب تبعی
  • مستحب غیری
  • مستحب مشروط
  • مستحب مطلق
  • مستحب معلق
  • مستحب منجز
  • مستحب نفسی
  • احتیاط مستحب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات