معانی کلمه : مستثنا
فرهنگ عمید
چیزی که از حکم عمومی خارج و برکنار شده باشد، استثناشده، بیرون کرده شده.
مترادف و متضاد
۱. استثنا، جدا
۲. استثناءشده
۳. خارج از شمول حکم
۴. مشخص، ممتاز

۱. استثنا، جدا
۲. استثناءشده
۳. خارج از شمول حکم
۴. مشخص، ممتاز