Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مستأخد

تلفظ بین المللی : /mastˈɑxad/ تلفظ :‌ [mast'Axad]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مستأحد
  • مستأخذ
  • مستأخر
  • مستأخرین
  • مستأدب
  • مستأدی
  • مستأسد
  • مستأفد
  • مستخدم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مستأخد. [ م ُ ت َءْ خ ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استیخاد. سر فرودآرنده از درد. فروتنی کننده از جهت بیماری. ( منتهی الارب ). سر فرودارنده از درد چشم و یا از هر دردی که باشد. ( ناظم الاطباء ). مستأخذ. رجوع به استئخاد و استیخاد شود.

فرهنگ فارسی

سر فرود آرنده از درد

کلمات مرتبط

  • مستأحد
  • مستأخذ
  • مستأخر
  • مستأخرین
  • مستأدب
  • مستأدی
  • مستأسد
  • مستأفد
  • مستخدم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات