معانی کلمه : مسبت
لغت نامه دهخدا
مسبت . [ م ُ س َب ْ ب ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر تسبیت . رجوع به تسبیت شود. || منوم و مسکن . (ناظم الاطباء). و رجوع به مُسبِت شود. || شتر یا گوسپندی که بچه افکند. (ناظم الاطباء).
فرهنگ معین
(مُ سَ بِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) دوای خواب آور.
فرهنگ فارسی
( اسم ) دوای خواب آور .
متوم ومسکن
متوم ومسکن
