معانی کلمه : مسایرت
لغت نامه دهخدا
مسایرت . [ م ُ ی َ رَ] (ع مص ) مسایرة. مسایره . با هم رفتن . (یادداشت مرحوم دهخدا). برابر رفتن با کسی : مواکب سعادت صاحبی در مسایرت کواکب سعد دولت ، به در حصن بکر رسید. (جوامعالحکایات ج 1 ص 15). رجوع به مسایرة شود.
فرهنگ عمید
با کسی به راه افتادن و با او در رفتن برابری کردن.
