Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مس مس کردن

تلفظ بین المللی : /mˈes mˈes kˈardan/ تلفظ :‌ [m'es m'es k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مس جوش کردن
  • کربنات مس
  • مس کربنات
  • مس مس
  • مس مس کار
  • مس مس هکاردن
  • سگ مس اباد
  • صیقل مس افرینش
  • اکسید مس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مس مس کردن. [ م ِ م ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ( اصطلاح عامیانه ) با نهایت کاهلی کاری را انجام دادن. به کندی و بطءکاری را ورزیدن. تل تل کردن. این دست آن دست کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بکندی وتانی امور را انجام دادن : نباید کرد دیگر هیچ مس مس بباید رفت فوری توی مجلس . ( بهار )

کلمات مرتبط

  • مس جوش کردن
  • کربنات مس
  • مس کربنات
  • مس مس
  • مس مس کار
  • مس مس هکاردن
  • سگ مس اباد
  • صیقل مس افرینش
  • اکسید مس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات